جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2090

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

گياه يا سنگريزه‌اى را پنهان نمىكند . او نمىتواند حقى را - در صورتى كه به نظرش حق باشد كتمان كند ، و چاره‌اى ندارد جز اينكه به آنچه اقرار و اعتراف دارد ، عمل كند . همين اقرار ضمنى و صريح او ، به نظر ما ، مساوات طلبى اوست . لكن مساوات‌طلبى عرب جاهلى ، فقط شامل حال افراد قبيله خود مىشد و افراد قبايل ديگر را دربرنمىگرفت ، مگر اينكه احياناً عواطف شخصى او ايجاب مىكرد . علت آن اين است كه عرب براى افراد قبايل ديگر اصلًا حقى قائل نبود تا در آن مساوات به كار بندد . البته اگر به دليل خاصى ، حقى براى آنها قائل مىشد ، دربارهء آنها مساوات را رعايت مىكرد . هركس مختصر مطالعه‌اى در اين زمينه داشته باشد ، در مىيابد كه عرب باديه‌نشين ، در درجه اول ، به قبيله خود و بعد از آن به عربيت خود توجه داشت . عرب جاهلى ، همواره به قبيله خود افتخار و مباهات مىكرد ، و اقدامات قبيله خود را مىستود . عمروبن كلثوم افتخار مىكرد كه قبيله‌اش بر ساير قبايل عرب پيروز شده است . او مىگفت : « دنيا و هركس كه در آن زندگى مىكند ، از آن ماست ، و هر گاه حمله كنيم ، با قدرت حمله مىكنيم . خشكيها را آن‌قدر پر كرديم كه از وجود ما تنگ شد . اكنون آب دريا را با كشتىهاى خود پر خواهيم كرد . كودك قبيلهء ما همين‌كه از شير گرفته شود ، پيشانيها در برابرش به سجده مىافتند . » او سپس از فتوحات اسلامى بر ايرانيان و روميان و ملل متمدّن ديگر ، مباهات مىكند و در حكومت امويان در برابر آنها گردن‌فرازى و